خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )

خرید بک لینک

امروز امتحان گوارش داشتیم. 5 روز داشتم براش می خوندم ولی صبح وقتی داشتم می رفتم سر جلسه هیچی بلد نبودم. بالاخره امتحان شروع شد. چه امتحانی بود. یعنی یکی سوال هم خودم نزدم . همه رو از جلویی زدم. خدا کنه پاس شم با یه نمره خوب.

+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۱/۱۶ساعت 18:32&nbsp توسط |
خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )...

ما را در سایت خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز ) دنبال می‌کنید

برچسب: امتحان,گوارش, نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 16:45

دیروز رفتم دانشگاه کارت ورود به جلسه ام رو بگیرم. بچه ها بودن. همه داشتن راجع به نکات خیلی ریز و خفن صحبت می کردن . من هم هاج و واج مونده بودم که اینا چی می گن. آخه کلی از مطالب امتحان رو اصلا نرسیدم نگاه بندازم. از بس که وقت فرجه هامون کم بود. کلا 1 هفته وقت داشتیم. آخه یکی نیست بگه می شه توی یه هفته کل دروس 5 ترم رو خوند؟ نه آخه می شه؟؟؟؟؟؟؟؟ همه اش هم تقصیر آموزش بود. تا 1 هفته مون خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )...

ما را در سایت خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز ) دنبال می‌کنید

برچسب: امتحان,علوم,پایه, نویسنده: بازدید: 202 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 16:45

آخرای اسفند بود. آره . 28 اسفند ماه راه افتادیم که بریم مسافرت. مقصدمون شمال بود. حدود ساعت 11 راه افتادیم. عصر هم رسیدیم و مستقر شدیم. قرار بود نتایج 16 فروردین اعلام بشه ولی نمی دونم چی شدش که دقیقا 28ام اسفند نتایج رو اعلام کردن. ساعت حدود 5-6 بود که فهمیدم نتایج اعلام شده. استرس تمام وجودم رو گرفته بود. حالا ما هم هیچ جوری به اینترنت دسترسی نداشتیم. وای فای که نبودش . با موبایل ه خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز )...

ما را در سایت خاطرات یک دانشجوی پزشکی ( پاییز ) دنبال می‌کنید

برچسب: اتمام,علوم,پایه, نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 16:45

صفحه بندی